بازی ما یک آهنگ ؟ من یک piano man – هنوز

پیانو برای مبتدیان. درس سه. ما معلم Ysolde, مقایسه آموزش پیانو به driving lessons: بازی چیزهای مختلف با هر دست است مانند کار کلاچ و شتاب دهنده با استفاده از دو پا. این یک قیاس خوبی. این یک بزرگسالان-کلاس آموزش: بسیاری از ما آموخته برای رانندگی در دستی اتومبیل. Ysolde است به طرز وحشیانه ای پرده. “اگر شما می خواهید ارضاء فوری خوردن شکلات. همین حالا یک ابزار موسیقی است.”

وجود دارد که هشت نفر از ما: پنج زن و سه مرد. ما در حال آموزش مغز ما Ysolde می گوید. سپس بدون مقدمه و یا توضیح او نشسته در کلاس درس پیانو و شروع به بازی. فقط چند میله اما فورا آشنا. باز از لودویگ ون بتهوون پیانو سونات شماره 14 in C Sharp Minor, Op. 27, No. 2. “مهتاب” سونات است.

Ysolde متوقف می شود. ادامه درس. اما من نه تمرکز. ناگهان من یک هدف است. این چیزی است که من می خواهم به انجام. هرگز به ذهن تکلیف قطعه – Cockles و صدف چشمک – من هدف بالاتر است. تا پایان سال بعد من بازی خواهد کرد اولین حرکت این سونات است. به نظر می رسد بلند پروازانه اما نه پوچ است. هدف من این است که 22 ماه به دور است.

که بیش از پنج سال پیش است. من هنوز هم رضایت بخش ساخته شده آن را به ماه و برگشت.

برای قرار دادن این در چشم انداز بین 1800 تا 1805 که شامل ترکیب “مهتاب” (1801), بتهوون همچنین ایجاد سه سمفونی شش violin sonatas دیگر 10 piano sonatas پلاس اولین نسخه از opera اپرای فیدلیو. و بیشتر. در ضمن من شده زحمتکش در یک سونات – با فوریت اضافه شده در این سال به دلیل خود 250 تولد بافندگی در ماه دسامبر.

من ممکن است انجام داده اند بهتر بود من شروع زودتر. نه در هنگام بسته شدن در 58. بسیاری از نوازندگان جوان شروع: بتهوون بازی در هنگامی که او هفت. اما من یک smart-الاغ در مدرسه تعیین می شود لگد از همه درس های موسیقی. ضبط درس – out; ترومپت درس کردن. من یک بار متوقف مدرسه مونتاژ زمانی که آواز معلم دیدم بستن کمربند دوم آیه Good صبح Starshine در حالی که هر کس دیگری بود ،

بعد حسرت داشتن بود هرگز تسلط یک ابزار موسیقی است. سپس دوباره من از دست داده ام تعداد از افرادی که گفته ام من از آنها چیزی به بچه ها حتی به سطوح پیشرفته و سپس متوقف شده است. موسیقی تبدیل به یک کار سخت و طاقت فرسا. در حال حاضر آنها را بازی نمی کند در تمام. که به نظر می رسد غمگین.

تبلیغات

مدرسه خود را انتقام چند سال پیش. دعوت به عنوان سخنران مهمان در مونتاژ (the Starshine حادثه به وضوح فراموش شده) من نشسته طریق یک میان پرده موسیقی: 13-year-old سانجی بازی, بله, اولین جنبش از “مهتاب”. من به او گفتم او فقط می خواهم به انجام آنچه من آرزو به خودم. او شانه ای بالا انداخت. هیچ معامله بزرگ است.

در عین حال من نمی خواهم به تقلید Sanjay. من یاد گرفتم اوایل که من ذوب در هنگام بازی برای دیگران. من کار مجدانه در, می گویند, Cockles … در خانه. مدیریت درست است. پس از آن سقوط از هم جدا در کلاس. دست من را تکان داد, من متوقف تنفس. این غیر منتظره بود. زبان عمومی? هیچ مشکل. پیانو ، آن را فراموش نکنید. از من خواسته Ysolde در مورد عملکرد من اضطراب. غیر معمول نیست, او گفت:. اما من نیاز به دریافت بیش از آن. من خیلی مطمئن …

من شیفته یک صحنه در یک Most Wanted Manیکی از نهایی فیلم توسط بازیگر فیلیپ سیمور هافمن. شخصیت او یک افسر اطلاعاتی آرام خود را پس از همه چیز را اشتباه رفته با نشستن به تنهایی در یک پیانو و بازی چیزی باخ. من این را دیدم و فکر کردم: بله. هیچ سالن کنسرت; بدون گواهینامه. فقط توانایی برای پخش موسیقی من بود. از این رو “مهتاب” ماموریت.

در حال بارگذاری

من شروع به درس چون من همیشه عاشق موسیقی. حتی زمانی که در حال اخراج از ضبط کلاس من صرف شب با گوش دادن به LPs: مودی بلوز; Mike Oldfield; جینی Lewis. در عین حال من نمی توانستم بازی توجه داشته باشید. و ما تا به حال یک پیانو در خانه: Darth Vader سیاه و سفید; سکوت از موسیقی ما دختر لوسی نقل مکان کرد. لوسی من را تشویق به تبدیل شدن به اواخر یادگیرنده. اما او به زودی متوجه من cavalier رویکرد برای مشق شب. پیشرفت او اصرار داشت به معنای درخواست خودم به مقیاس. “شما فقط می توانید سعی کنید به بازی خیلی چیزها,” او گفت:. چرا که نه ؟

Ysolde این درس به من کمک کرد خواندن موسیقی است. من بهتر است در تعیین خطوط مارپیچ در یک صفحه کلید پیانو. اول سفید یادداشت; سپس (بیشتر دلهره آور) سیاه آنهایی که نوک و آپارتمان. “مهتاب” خدا به من کمک کرده است چهار نوک: C, D, F و G. در باز کردن نوار وجود دارد تنها یک توجه داشته باشید – E – نه در سیاه و سفید. در عین حال مانند کسی که در تلاش برای خواندن لوموند با استفاده از یک فرهنگ لغت و کلمه کلمه من نمی تواند مقاومت در برابر ترجمه اولین بار. سپس دوم فقط یک توجه داشته باشید متفاوت به اول: یک جفت Bs با دست چپ به جای Cs.

وجود دارد دستیابی به موفقیت یک شب که پسر و دوست دختر خود به خانه آمد در حالی که من در چیدن آن دو میله. “آه گفت:” لیز “مهتاب!” من نمی آشکار من تا به حال رسیده نوار سوم. تا پایان سال اول من من تا به حال به آن را کردم. اما نه بیشتر. در ژانویه 2016 به من اشاره کرد: “به چهارمین بار. پنجمین بار به نظر می رسد دلهره آور است.” من هدف اصلی در حال حاضر به نظر می رسید خوش بینانه است. وجود دارد, بعد از همه, 69 میله های زندان.

تبلیغات

چرا پیشرفت خیلی کند است ؟ زندگی چیزهای. همچنین تنظیم قطعات: ماه مارس Trolls, پولی Wolly Doodle (واقعا؟). اینها نه بتهوون. من در آنجا با درس اما گفت: هیچ چیزی در مورد “مهتاب”. من با گرفتن چوب کلاس در حالی که ساخت یک کشتی در خانه. در اوایل سال 2016 من ضربه پرش از روی مانع. Ysolde این کلاس لغو شد: کافی دانش آموزان است. بدون درام. من تا به حال کتابهای. سپس من به یاد می آورد من می خواهم نوشته یک شماره تلفن از یک اطلاعیه هیئت مدیره: یک اولگا ارائه درس پیانو.

اولین بار من زنگ زد من گذاشت. لهجه اش بود و تهدید آمیز است. پس از castigating خودم نامردی کردم و دوباره تنظیم زمان برای دیدن او. او زندگی می کردند در این نزدیکی هست. این خوب بود. این هم خوب بود او بود ، نباید هر پیانیست باید یک معلم ؟ لوسی تردید. تا به حال من را فراموش کرده که او معلم روسی او ساخته شده گریه ؟ من تا به حال. اما من به زودی به درک چرا. درس با اولگا شروع خوبی او اعلام کرد من تا به حال یک “لمس خوب” – به پایان رسید اما در اشک.

من اولگا. او وراج. (شاید بیش از حد پر حرف, انجام یک مکالمه تلفنی در حالی که من زیر پا گذاشته در انگلیسی رز باغ.) او تا به حال یک مجسمه نیم تنه از بتهوون بر روی پیانو اما ترجیح چایکوفسکی. او coaxed من از طریق Saint-Saëns’ دوست داشتنی قو. پس از آن می خواستم به فشار.

این بود که ما مشکل: زمان. من قو بیمار بود. اما اولگا اصرار من باید جهش به Dvorak را “دنیای جدید” سمفونی. سپس berated من اگر سرعت من اشتباه بود. یک و دو و سه! این چپ من متلاطم. وقتی که من پرسید اگر من می تواند چیزی بسیار به آرامی او پاسخ داد: “هیچ!” به عنوان اگر من می خواهم پیشنهاد کرد که Rimsky-Korsakov شد مبالغهشده.

بنابراین ما را شکست. من وارد یک درس و گفت: اولگا من به زمان نیاز است. سمت چپ او پول بالای پیانو تحت یک قاب مسکو صحنه خیابان و سپس پیچ و مهره ای. او فرستاده متون درخواست زمانی که من ممکن است بازگشت. من هرگز پاسخ داد. و هنوز هم احساس گناه عبور از محل خود.

اما خوب بود به تک دوباره. من می تواند پیشرفت را با سرعت و در راه خود را. مانند باب دیلن که آغاز شده noodling در یک پیانو در 10. پس از یک درس با پسر عموی او اعلام کرد: “من قصد دارم به بازی پیانو راه من می خواهم.” من با شما باب. شاید حتی یک گام جلوتر: او هرگز آموخته به خواندن موسیقی است. و نه ارسطو Onassis.

در Arianna Huffington, بیوگرافی ماریا کالاس, من یاد گرفتم که یونانی حمل و نقل سرمایه دار خیلی مهم هنگامی که “متقاعد نروژی حمل و نقل اری برنده زن کسی که با او زندگی می کرد به او یاد می دهد به بازی برخی از باخ در پیانو … او تمرین همان قطعه به مدت شش ماه تا چند سال بعد او می تواند مبهوت [لهستانی نوازنده] آرتور Rubinstein و هر کس دیگری در یک حزب برای تلفن های موبایل را با بازی آن را بدون زحمت و با احساس بسیار.” راه رفتن Ari.

تبلیغات

مقابله با “مهتاب” بود که یک پیچ و تاب و در سال 1996 تصمیم به اجرای یک ماراتن برای دیدن آنچه در آن بود. این کمک کرد که ما در زندگی در نیویورک: من ماراتن خواهد بود یک مسئله مهمی است. من رسیدن به خط پایان. فقط. و من یکی طاقت فرسا فکر کردم: هرگز دوباره. بیست سال “مهتاب” ماموریت شده است ذهنی بیشتر از فیزیکی است. اما بی شباهت نیست: 69 میله به جای 42.2 کیلومتر; پیشبرد گام به مرحله دشوار. و وجود دارد بسیاری از مردم مثل من, مشابه, قدیمی, یادگیری بازی ابزار یا مقابله با پازل به ورزش مغز ما.

There are many people like me, of a similar vintage, learning to play instruments or tackling puzzles to exercise our brains.

وجود دارد بسیاری از مردم مثل من, مشابه, قدیمی, یادگیری بازی ابزار یا مقابله با پازل به ورزش مغز ما.اعتبار:Kristoffer Paulsen

پدر من موسیقی. ضرب دیده دور بر روی یک پیانو: جلف آهنگ مثل سوارکاری را از بنگور. من به خاطر او بازی Für Eliseاما نه “مهتاب”. لحن او تصمیم گرفت برای مادرم تشییع جنازه آمد از بتهوون سه گانه کنسرتو; موسیقی من با دیپلم خود را نهایی بیماری, پس از کاهش به زوال عقل است که بتهوون سوم سمفونی. من نگه داشته و برخی از مسائل موسیقی: یک تعداد انگشت شماری از فیلم های ضبط شده نیز چهار کاست مجموعه ای از مذاکرات با جان قهرمان به نام راه موسیقیاز اواخر 1970s.

تجزیه و تحلیل “مهتاب” او توصیف نیاز به “زیر یادداشت برای پیدا کردن آنچه که همه درباره آنها”. پس از تماس با آن “یکی از دوست داشتنی ترین چیزهایی که تا کنون نوشته شده است” او آدرس محبوبیت خود را که ژولیده بتهوون. قهرمان دارای یک پیام برای snobs که رد شدن از آن به عنوان یک موسیقی کلیشه: “آنها در حال از دست رفته یک جهنم از بسیاری.”

در حال بارگذاری

“مهتاب” او نشان می دهد, این است که فریب آمیزی ساده ، وجود دارد مقدار را مزه مزه کنیم. بنابراین نباید آن را با بازی بیش از حد به سرعت. به عنوان اولگا یاد من می خواهم که همه چیز را به آرامی. و گاهی اوقات من مشورت کارشناسان – گوش دادن به ضبط و در حالی که زیر نمره. چیزی bugged من در مورد این یکی من تا به حال در آی پاد. به نظر می رسید بیش از حد سریع است. اما آنچه را که من می دانم ؟

این نسخه توسط Jenö Jandó ساعت در 5:16. من چک کردن دیگران است. یک دوست داشتم بیشتر توسط Daniel Barenboim بسیار کندتر: 6:35. Wilhelm Kempff نسخه در یکی از اولین کلاسیک LPs من است 6:00. Adagio Sostenuto, Beethoven نوشت. کند. پایدار.

تبلیغات

من بعید متحدان. باب. Ari. همچنین نوازنده بنی اندرسون (بله بنی از آبا) در یک مصاحبه با روزنامه: “اگر شما صرف زمان در چیزی است که شما لذت بردن از شما تبدیل به خوبی در آن است.” که دلگرم کننده است. اما آنچه در مورد این ایده نیاز به 10 ، 000 ساعت از تمرین برای رسیدن به تخصص در هر چیزی ؟ من برخی از نرخ های مبادله ای بر اساس برآورد زمان صرف شده در پیانو. نتيجهگيری: من نیاز به یکی دیگر از 60 سال است. کمتر دلگرم کننده است.

من پنج صفحه موسیقی مانند یک نقشه برای این سفر. من در حال حاضر درک چیزی Ysolde گفت: در اولین درس پیانو: “موسیقی بسیار بصری.” من آشنا هستم با توپوگرافی از جنبش الگوهای آن و تغییرات دقیق و ظریف. اولین یادداشت ها با دست راست ها, G, C و E.

در ضمن دست چپ دارای یک جفت از Cs. در پایان دست چپ می گرداند به همان یادداشت به علاوه یک گرم در بین, در حالی که دست راست دارای یک وتر با, G, C و e است که تقارن تجدید نظر به من. بسته شدن دایره.

تا به حال من شده است و حتی بلند پروازانه تر (یا احمقانه) من ممکن پنجه آهسته حرکت از بتهوون پنجم piano concerto (به “امپراتور”) – موسیقی که حیرت زده من وقتی که من برای اولین بار آن را شنیده پیتر ویر را 1975 دانلود فیلم Picnic at Hanging Rock. تنها یادداشت های بالا سقوط مانند رنگین کمانی قطرات باران. خالص و ساده است. “آه” گفت: لوسی “اما گوش دادن به آنچه در دست چپ انجام شده است.”

“مهتاب” است که بیشتر قابل کنترل است. اولین جنبش است; اتشی سوم چالش های انجام پیانیست. پل مک استرالیا نوازنده و تهیه کننده توصیف کرده است آن را به عنوان “شگفت آور, ایمو, اما نسبتا آسان به بازی”. آسان برای اوشاید او آموخته به عنوان یک بچه.

و زمانی که همه چیز به سمت راست حتی فقط یک وتر آمار واقعی آن را برای تلفن های موبایل فوق العاده. خدای من من خودم لودویگ می دانست آنچه که او انجام شده بود.

تبلیغات

من آهسته پیشرفت اندازه گیری شده در صفحات است. در اوایل سال 2017 من هنوز در صفحه 1. در اکتبر من رسیده بود صفحه 4; قبل از سال 2017 شد من تصادفا به پایان است. نتیجه این است شکوه و نرم و بلند. اما زمانی که من بازگشت به آغاز است که من فکر کردم من می خواهم را فتح من می گم راه دوباره.

پس از آن من احساس مانند یک پل بندرگاه سیدنی, نقاش به طور مداوم به بازگشت به کار. انتقال از یک صفحه به دیگری بودند ، بنابراین من سعی کردم حفظ آنها. که منجر اوایل این سال به یک چالش جدید – بازی “مهتاب” از حافظه است.

من همیشه شگفت زده با توانایی کنسرت پیانیست به بازی بدون موسیقی ورق. مانند رودولف Buchbinder در یک سخنرانی تلویزیونی تلاوت کل 14 سوناتا در سال 2017, Salzburg Festival من ثبت شده و دوباره گهگاه. مانند Kristian Bezuidenhout که من دیدم انجام بتهوون چهارم و پنجم پیانو کنسرتو در ماه مارس قبل از COVID-19 shutdown. مانند راجر وودوارد که من در مصاحبه چند دهه پیش زمانی که او تا به حال موسیقی ورق برای برامس قطعه ضبط شده به دیوار همه در اطراف او مانند یک بازیگر یادگیری خطوط خود را.

حفظ اتحاد کمک کرده است. من یادگیری به اعتماد انگشتان من. گاهی اوقات آنها برای پیدا کردن کلید های مناسب خود را. ورزشها یادداشت حتی نیم تن جدا هستند و بی تردید است. و زمانی که همه چیز به سمت راست حتی فقط یک وتر آمار واقعی آن را برای تلفن های موبایل فوق العاده. خدای من من خودم لودویگ می دانست آنچه که او انجام شده بود. وجود دارد یکی دیگر از مثبت به حفظ آن کمک می کند تا سر من.

در حالی که پشت من تو را دیدم یک متخصص مغز و اعصاب. او مرا شگفت زده کرد او در اتاق انتظار با یک روزنامه مداد در دست است. جدول کلمات متقاطع? من پاسخ داد: سودوکو; نگه داشتن مغز من فعال است. کمک نمی کند, او گفت:. سپس افزود: شما می دانید چه می کند ؟ یادگیری به بازی موسیقی.

در حال حاضر برای پایان خوش. که من در آن بازی کل جنبش بی وقفه. یا مخفیانه ضبط خودم و پخش آن بعد به کف زدن. و یا دعوت مردم به گوش دادن در حالی که من کانال Buchbinder. بیتی است که باعث مقایسه با آلن Rusbridger محترم روزنامه نگار انگلیسی نوشت که یک کتاب در مورد سال او را به یاد بازی شوپن را قصیده شماره 1 در G مینور اپوس 23.

یک همکار به من کتاب خود آن را به بازی دوباره. آن را تقریبا باعث شد من به ترک. اگر بنی از آبا تشویق من Rusbridger له من مثل یک اشکال. او هدف بود “مسلما یکی از سخت ترین عاشقانه آهنگ”; معدن کاری جوان سانجی میخ در مجلس است. او در زمان یک سال و نه پنج. من گوش به Barenboim; Rusbridger بازدید Barenboim برای راهنمایی. او تا به حال شروع به سر. تبحر او در کلاس های مدرسه در زمانی که من در حال بیرون کردند.

در حال بارگذاری

بنابراین بدون پایان خوش فقط رتبهدهی نشده است. هیچ رسیتال برنامه ریزی شده اگر چه یک دوست قدیمی اصرار داشت به تازگی “باید یک عملکرد است.” من احساس می کنم مانند نیل آرمسترانگ در قمری نزدیک به اندازه کافی به سطح ماه برای دیدن تخته سنگ جلوتر است. آیا من ذکر است که آرمسترانگ با بازی پیانو ؟ Serenaded همسرش در جشن تولد 80. خود من با همسر, در ضمن باید تا بیمار من متخصص ، همان چیزی دوباره و دوباره.

من دون کیشوت از صفحه کلید است. این تلاش همچنان ادامه دارد. گرفتن از رفتن به اوه یک چیز است. ساخت آن صدای موسیقی دیگری است. حالا من تعجب می کنم اگر من حتی می خواهید برای رسیدن به مقصد. که در آن خواهد من بعدی ؟

من زندگی با این موسیقی برای مدت طولانی. یک قطعه بد بخت-در-عشق بتهوون و سپس نزدیک شدن به او 31st, تولد, اختصاص داده شده به یک 16 ساله, پیانو, دانش آموز, کنتس Giulietta Guicciardi. یک قطعه او منتشر شده تحت عنوان سونات شبه اونا fantasia – سونات در شیوه ای از یک فانتزی.

Musicologists بحث آنچه که او به معنای آن است. همه من می دانم این است که به آن بازی تمام راه را از طریق و بدون لغزش; به بازی آن را با قلب و احساس به بازی آن را فقط برای یک فرد دوستانه و برگزاری کسانی که دوست داشتنی آخرین یادداشت بسیار آرام و خوبی که خواهد بود … فوق العاده است.

برای جزئیات بیشتر از خوب های آخر هفته , مجله, بازدید از صفحه ما در Sydney Morning Herald, سن و بریزبن تایمز.

بیشترین بازدید فیلم ها در ملی

در حال بارگذاری

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

خرید کتاب زبان اصلی

آموزش سئو

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort mobil ödeme nakithtml nullednulled themeskumar uçak oyunuSpaceman Oynaelf barbuy stripe accounthipercasinokorsan taksiaksaray korsan taksiaviator sinyal hilesiMobil Ödeme Bozdurmarekorbetyouwingenco bahisTuzcuoğlu nakliyat