در گذشته خانواده دروازه هاله Fernández, 38, یک مادر تنها 10, ضرب و شتم پشت موج اشک. اتوبوس او آمد نورد پایین جاده. سپس او را بوسید فرزندان او صعود سرنشین و ناپدید شد.

“من شما را دوست دارم” او گفت: فقط قبل از تنظیم. “مطالعه سخت است.”

هفت سال به یک فروپاشی اقتصادی ونزوئلا مهاجر بحران رشد کرده است به یکی از بزرگترین در جهان است. میلیون ها نفر در حال حاضر در سمت چپ. تا پایان سال 2020 حدود 6.5 میلیون نفر را مجبور به فرار به گفته آژانس پناهندگان سازمان ملل — یک شماره به ندرت اگر هرگز دیده می شود در خارج از جنگ.

اما پنهان در داخل آن داده است که یک پدیده شگفت انگیز. ونزوئلا مادران و پدران مصمم به پیدا کردن کار غذا و دارو در حال خروج صدها هزار نفر از کودکان در مراقبت از پدربزرگ و مادربزرگ و خاله نجف و حتی خواهر و برادر که به سختی گذشت دوران بلوغ خود را.

Aura Fernández, kisses her son before her journey back to Barranquilla, Colombia, at a bus stop in Maracaibo, Venezuela on Jan 20, 2020. The New York Times

هاله فرناندز بوسه پسر او قبل از سفر به بارانکیلا کلمبیا در یک ایستگاه اتوبوس در ماراکایبو, ونزوئلا در Jan 20, 2020. نیویورک تایمز

بسیاری از والدین نمی خواهید برای قرار دادن کودکان خود را از طریق این خسته کننده و گاهی اوقات بسیار خطرناک تحول جابه جایی. دیگران به سادگی نمی توانیم به آنها همراه است.

خروج آنقدر بزرگ است که آن را شکل دهی مجدد مفهوم کودکی در ونزوئلا ارسال کلاس دانش آموزان به خیابان ها کار می کنند و بسیاری از ترک در معرض چرخش سوء استفاده از بازیکنان که پر از خلاء ناشی از فروپاشی دولت ونزوئلا از جمله جنسیت قاچاقچیان و گروه های مسلح.

یک ارزیابی انجام شده توسط کاراکاس مبتنی بر کمک سازمان CECODAP و رای گیری شرکت Datanálisis, مهاجرت پدر و مادر را پشت سر گذاشت نزدیک به 1 میلیون کودک.

“شما رشد سریع گفت:” فرناندز را خواهر زاده Silvany یک 9 ساله با موهای بلند و یک صدای نیرومند و درشت هیکل. مادر او رفت و به کار در کلمبیا در ماه اکتبر.

از آن پس Silvany و عموزاده او باقی مانده اند با بیمار پدربزرگ و مادربزرگ. و چهارم کلاس به عهده گرفت و بسیاری از مسئولیت برای او برادر کوچک, ساموئل, 1, تغذیه او و cradling او را در شب.

“من خواهر خود را,” او گفت:, “اما واقعا من پرستار هستم.”

در موقعیت های نادر کودکان تصویب شده است از پدربزرگ و مادر بزرگ به پسر عموی همسایه را با هر سرپرست مهاجرت و یا ناپدید می شود تا زمانی که افراد جوان در نهایت در بر داشت خود را به تنهایی.

“این یک پدیده است که رفتن به تغییر چهره جامعه ما” گفت: آبل Saraiba یک روانشناس در CECODAP فراهم می کند که مشاوره به ونزوئلا کودکان است. این جدایی وی افزود: باید از این پتانسیل برای تضعیف بسیار نسلی که قرار است به یک روز بازسازی کتک ونزوئلا است.

Aura Fernández’s children in their shared bedroom in Maracaibo, Venezuela, missing their mother days after she left to go work in Colombia on Jan 25, 2020. The New York Times

هاله فرناندز کودکان در مشترک خود را در اتاق خواب ماراکایبو, ونزوئلا, گم شده مادر خود را روز گذشته پس از او سمت چپ برای رفتن به کار در کلمبیا در 25 ژانویه سال 2020 است. نیویورک تایمز

از خروج قریب به اتفاق سازمان های جامعه که بسیاری از آنها دیده می شود اهدا کنندگان خود را — میانه و خانواده های طبقه فوقانی — فرار از کشور فقط به عنوان آنها به آنها نیاز دارید بیشتر.

ورود جدید کروناویروس در ونزوئلا منزوی کرده و این کودکان بیشتر است. برای مبارزه با گسترش جمهور نیکولاس مادورو اعلام کرده در سراسر کشور مستند ارسال نظامی به خیابان ها برای به اجرا درآوردن اقدامات است.

تلاش در کاهش بسیاری از افراد جوان از معلمان و همسایگان که ممکن است تنها وسیله خود را از پشتیبانی. در همان زمان مرزها در حال حاضر بسته شده قطع این کودکان از بقیه جهان و ساختن آن غیر ممکن است برای پدر و مادر خود را به بازگشت و یا به می آیند و آنها را بازیابی.

در اینجا در ایالت زولیا که در آن فرناندز چپ فرزندان او در ژانویه فروپاشی اقتصادی است به خصوص استارک. آن را یک بار تگزاس ونزوئلا: غنی از نفت و گاو و افتخار از آن مجزا منطقه ای فرهنگ و شکوفایی کلاس نفتی کارگران خریداری شده که ماشین خوب و در زمان تعطیلات گران.

امروز این خانه را به نورد خاموشی و مشاغل با دستمزد ماهانه که به سختی خرید دو روز ارزش برنج.

روز او چپ فرناندز عینک نارنجی لباس و انجام یک صورتی کیف پول قلاب بافی توسط بزرگش بسته بندی شده با بیش از خود کتاب مقدس یک مسواک و یک بطری عطر.

پشت سر او بريدن خالی آبی چمدان است که او برنامه ریزی شده برای بسته های کالا به صفحه اصلی را به کودکان خود.

به عنوان اتوبوس ضربه از همسایگی او گذشت توقیف خانه ها و یک بار شلوغ مغازه ها در حال حاضر گچ بری با نشانه “برای فروش”.

در یک ایستگاه تاکسی او سوار یک کتک Ford Bronco و گفت: نهایی خداحافظی به پسر او Erasmo 19 ساله بود که همراه او به ایستگاه. سپس او با سرعت به خارج از شهر گذشته استقبال نشانه آن است که به عنوان خوانده شده “زولیا های درخشان مقصد.”

در حال حاضر این فاصله از فرزندان او شد پاره در داخل. “آنها خوب است ؟” او در یک نقطه. “بیمار هستند ؟ آنها خوردن?”

Jean Carlos, 8, and his mother, Aura Fernández, held hands as they walked to the bus stop, both wiping away tears, in their final minutes together, in Maracaibo, Venezuela on Jan 20, 2020. The New York Times

Jean Carlos 8 و مادرش اورا فرناندز دست برگزار می شود به عنوان آنها راه می رفت به ایستگاه اتوبوس هر دو دور پاک کردن اشک های خود را در دقایق پایانی با هم در ماراکایبو, ونزوئلا در Jan 20, 2020. نیویورک تایمز

به ساعت ماشین لرزاند پایین بزرگراه هایی که در خلیج فارس. سپس راننده او کاهش یافته است در اغلب خطرناک مرز شهر جایی که او پریدند بر روی یک موتور تاکسی بغل کردن چمدان به قفسه سینه خود را و پرتاب او به خورشید است.

“من را رها نمی کند فرزندان من,” او گفت: در طول یک توقف پس از توسن حال ظهور تایر. “من آنها را ترک کرد به دلیل وضعیت بسیار دشوار در ونزوئلا است.”

آن شب هم او راهپیمایی در سراسر مرز مشخص شده توسط یک قوی سرپوشیده و یک هرج و مرج له از مردم است. سپس او در زمان یکی دیگر از موتورسیکلت و اتوبوس دیگری قبل از ورود در اطراف سحر در مقصد خود را.

فرناندز تا به حال هیچ تلفن و معلوم بود که او را ببینید ،

در ونزوئلا فرناندز موفق شده بود تمیز کردن وسایل در یک شرکت مواد غذایی اما متوجه شد که او نمی تواند زنده ماندن در حقوق و دستمزد ناچیز. او به سمت چپ برای کلمبیا برای اولین بار در اواخر سال 2016 با قرار دادن کودکان خود در مراقبت از مادر ماریانا Uriana در حال حاضر 55 و پدر Luis Fernández, 77. هر دوی آنها دارای مشکلات بهداشتی است که آن را دشوار است برای آنها را به خارج شدن از رختخواب برخی از روز.

در آن زمان این کشور از رکود اقتصادی در حال حاضر تبدیل به یک بحران و فرناندز کودکان با خوردن تنها یک بار در روز. آنها تا به حال هیچ پول برای صابون برای شستن لباس های خود را به طوری که آنها متوقف شده بود رفتن به مدرسه.

پدران خود را به حال ناپدید شد.

در کلمبیا اورا فرناندز در بر داشت یک کار به عنوان یک خانه دار در شهر Barranquilla, و او شروع به ارسال پول به خانه هر دو هفته حدود 35 دلار در ماه است.

کودکان خرید صابون و بازگشت به کلاس های درس خود را.

اما زمانی که فرناندز آمد در ماه دسامبر برای کریسمس روشن بود که نه بسیار دیگری تغییر کرده بود. خواهر, اینگرید, مادر Silvany بودند پیوست او در بررنقویللا ترک پدربزرگ و مادربزرگ و مسئول از 13 نفر جوان با کمک یک گاهی اوقات در حال حاضر گروهی از خالهها و عموهای.

و فرناندز کودکان هنوز خوردن تنها یک بار در روز. بنابراین او مجموعه ای خاموش دوباره.

پایین خیابان های گسترده ای را در اینجا در پایتخت کشور مرکیبو نشسته متوسط ساختمان رنگ آبی به نام Casa Hogar Carmela Valera.

آن است که یک مدرسه شبانه روزی برای دختران نیازمند اجرا شده توسط شاد راهبه که صدای فش فش کردن آن آفتابی راهرو در عادات. در گذشته دانش آموزان به اینجا آمد و پس از درگذشت پدر و مادر و یا شروع به استفاده از مواد مخدر. امروزه حداقل نیمی از ساکنان آن باید پدر و مادر در خارج از کشور.

دختران به اشتراک گذاری یک هلو-رنگ اتاق خواب و یک آشپزخانه و یک نمازخانه و یک سالن ظروف سرباز یا مسافر و پاسیو با یک زمین بسکتبال و یک مرحله است.

مدرسه دیده است بار بهتر است. آن آب در حال اجرا برای یک دوره کوتاه در مورد هر دو هفته و دختران, دوش, طبخ و خیط و پیت کردن توالت با استفاده از آب آنها را ذخیره کنید در هر ظروف آنها می توانید پیدا کنید. آنها هیچ lightbulbs خود را برای یکی از دو حمام و سرویس بهداشتی که بدان معنی است که آنها با قلم مو دندان های خود را بر روی سطوح لغزنده و طبقه در تاریکی.

خواهر وندی خلیل 39 گفت که این خانه از جان گذشته است برای همه چیز: آنتی بیوتیک, شامپو, دستمال توالت, سبزیجات, مخازن آب.

اما بزرگترین نگرانی این است که ارائه یک درجه از حالت عادی برای او به اتهام نگه داشتن آنها را مشغول تکالیف و گاه به گاه فیلم شب به طوری که آنها لازم نیست که زمان برای فکر کردن در مورد هر چیز دیگری.

“نه گفتن به افسردگی” می خواند یکی از نشانه ها در پاسیو. سال گذشته یکی از دانش آموزان قفل شده خود را در حمام و تهدید به خودکشی پس از پدر و مادر خود را ترک کشور است.

یک روز در ماه گذشته دختران از خواب پس از سحر خار و مو خود را به رهبری به نمازخانه که در آن یک کشیش رهبری آنها را در پرشور نماز همراه با یک راهبه در یک گیتار.

دختران به صحبت کرد خدا را با صدای بلند در دور.

“پدر ما دعا برای ونزوئلا” یک آغاز شد. “پدر” آنها با هم فریاد زد: “ما دعا برای ونزوئلا!”

“برای زنان!” آنها رفت.

“برای فقرا!”

“برای کسانی که در خارج از کشور!”

بعد در پاسیو دختران بازی سیندرلا و رقصید به پاپ آهنگ. سپس یک تف شکست بین یک ریزه اندام 7-ساله که مادرش را ترک کرده بود در شب کریسمس و آنا, 10, که سیاه و سفید فر را تکان داد به عنوان او صحبت کرد.

“مادر خود را رها شما” به سخره آنا.

“مادر من را رها نمی کند مرا!” دختر جوان فریاد زد.

آنا بعد از احساس بد است. به عنوان یکی از دانش آموزان او گاهی اوقات صعود به رختخواب در شب با littler آنهایی که آرامش آنها را به عنوان آنها گریه.

“وجود دارد هیچ غذایی در خانه من” آنها به او بگویید.

“ما در حال زندگی در زمان بحران” آنا گفت.

“هیچ کس” توضیح داد: این کشور سقوط به او گفت. “من متوجه شدم آن را در خود من است.”

روز بعد از Fernández چپ پسرش Jean Carlos خود را به ارمغان آورد به خوبی استفاده می نوت بوک به کلاس. چند تن از فرزندان او بوده است قابل توجه دانش آموزان گفت: به خصوص ژان کارلوس, مشتاق, در دکتر, شروع به خواندن حدود سن 3.

پس از او سمت چپ هر چند برخی از آنها باید پسرفت قابل توجهی به خصوص Crisol که تا به حال آموخته و سپس به طور ناگهانی را فراموش کرده او را جدول ضرب.

در مدرسه ژان کارلوس خیره شد در این حکم در هیئت مدیره است که دانشجویان شد و قرار است برای کپی کردن تا زمانی که آنها تا به حال پر شده از یک صفحه در کتاب خود.

“جدول متعلق به مادر” جمله گفت.

“جدول متعلق به مامان,” او نوشت.

“جدول متعلق به” او نوشت بعدی.

“جدول متعلق به” او سعی کردم دوباره دوباره.

او نمی تواند بر.

© 2020 نیویورک تایمز اخبار سرویس

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im