جمعه مقاله: سرفه در فیلم و زیبا اما مرگبار هنر از آنجا

شخصیت های فیلم مانند قهرمانان یونانی – به طور معمول سریع تر قوی تر و شجاع تر و به دنبال بهتر از کسانی که از ما در مخاطبان که خیره بر در تحسین است. ما به عنوان دیده بان موانع غلبه و اهداف زمانی جذب زیبایی و خوبی در سینمایی داستان جهان است.

اما باید شخصیت های فیلم سرفه به عنوان آنها در مورد کسب و کار فوق العاده شما می توانید فقط در مورد تضمین آنها کشته خواهد شد قبل از پایان فیلم. صفحه نمایش سرفه به نظر می رسد کشنده است.

در زمان COVID-19 صفحه نمایش سرفه طول می کشد در جدید اهمیت است. بودجه کم فیلم کانادا ساخته شده در اوایل سال جاری است که تصور می شود اولین فیلم در مورد کوروناویروس. آن را ویژگی های یک زن وارد شدن به آسانسور با دیگران و درگیری که امدن زمانی که او شروع به سرفه کردن.


ادامه مطلب: ترسناک و یا بد سبز ؟ ما نمی توانیم بگوییم چه رنگ coronavirus است و پانسمان آن را ممکن است خوراک ترس


بیش از یک غلغلک دادن

از مارگریت Gauthier (با بازی Greta Garbo) در سال 1936 دانلود فیلم Camille به بوریس Shcherbina (Stellan Skarsgard) در سری HBO چرنوبیل (2019) سرفه بر روی صفحه نمایش اتحاد مرگبار اهمیت است.

در نمایشی افتتاح لحظات اول قسمت تاج (2016) وجود دارد تنها در تاریکی و سکوت … تا زمانی که ما از شنیدن صدای وحشتناک سرفه هک. محو شدن در به فاش کردن شاه جورج پنجم (Jared Harris, که همچنین سرفه در چرنوبیل) در حمام, به دنبال نگران است. او سرفه برخی بیشتر. خیلی ببخشید عظمت خود را, اما شما خواهید بود مرده قبل از پایان قسمت 2.

ساتن (نیکول کیدمن) سرفه در مولن روژ (2000)

نیکول کیدمن به عنوان ساتن در Baz Luhrmann را مولن روژ (2001) سرفه در صفحه 35 از فیلمنامه. او تا به آواز خواندن و رقص با شور و نشاط در مقابل مسیحی (McGregor, Ewen) در یک کون در پاریس, کلوپ شبانه, بنابراین شاید این فقط یک سوال از تناسب اندام است.

“این لباس های احمقانه” او می گوید: به کسانی که در اطراف او در تلاش برای توضیح به او تنگی نفس. اما نه لباس و نه اعمال: صفحه نمایش سرفه معنی است که او محکوم به مرگ 83 صفحات بعد در او عاشق اسلحه, مبتلا, مثل Garbo را مارگریت با سل است.


ادامه مطلب: زمان زیادی را امتحان کنید: 5½ راه برای ساختن فیلم شاهکار در خانه


صدای سرفه باز می شود استیون سودربرگ 2011 فیلم Contagion در حال حاضر یکی از برترین جریان, عناوین.

که سرفه متعلق به بث Emhoff (Gwyneth Paltrow) و مطمئن شوید که به اندازه کافی او را ندارد آن را بسیار به فیلم. این ویروس طول می کشد که او را به روی صفحه نمایش اولیه قبر نیز آلوده ارین میرس (کیت وینسلت) که سرفه در حالی که در تلفن به منشی (لورنس Fishbourne). نگاه خود را به اندازه کافی برای تایید ترس های ما و در چند صحنه او مرده شکل است که به صورت فشرده به بدن کیسه.

ارین میرس (کیت وینسلت) سرفه در Contagion (2011).

بسیاری از دیگران باید تسلیم ناپذیر صفحه نمایش سرفه از مرگ از جمله حتی Yoda در بازگشت جدای (1983). برای اینکه عادلانه Yoda است که 900 سال می داند و او را در مورد مرگ است. “به زودی” او splutters به لوک اسکای واکر “من استراحت خواهد کرد. بله برای همیشه لطفا برای خواب” و بی درنگ می شود یکی با زور.

فروش آن

صفحه نمایش سرفه یک پدیده است تا به خوبی شناخته شده توسط فیلمنامه نویسان است که آن را تبدیل به موضوع طنز. Mitchell & Webb بازی با استعاره در یک طرح به نام مردی که به سرفه است و این فقط یک سرفه و او خوب در سال 2008.

الک بالدوین رفت و یک قدم بیشتر در شب شنبه زنده در سال 2009 با یک اکتورز استودیو به سبک تفکیک نحوه فروش خود را قریب الوقوع مرگ به طور موثر با شروع سرنوشت ساز سرفه. این طرح برای اولین بار سرفه: تسلط بر هنر سایهای شخصیت خود را از مرگ – شروع با گام اول: می گویند “این تنها یک سرد”. مدتی بعد بازیگر باید قاطعانه دولت “من نمی نیاز به هر گونه لعنت پزشکان!”. مرحله نهایی پیچیده است اما به شدت موثر: “سرفه به یک دستمال که متوجه وجود خون بر روی آن به اطراف نگاه عصبی و سپس به سرعت پرتاب آن را در جیب خود بگذارید و عجله در راه خود را”.

زمانی که من دیدن این ارسال یو پی اس البته من بخندید اما با یک اثر خفیفی از رنگ از خشم: شعری است که هر دو جشن و تحقیر. من نمی تواند کمک کند اما فکر می کنم که من هرگز دوباره قادر به دیدن زیبا و چشمگیر ظرافت خوبی قرار داده شده روی صفحه نمایش سرفه بدون snigger.

مردی که به سرفه است و این فقط یک سرفه و او خوب (2008)

سیگنالهای دود

هنر سیگنالینگ یک رویداد آینده در روایت است که یک دستگاه ادبی آشکار در اولین داستان باستان. آن را در اشکال مختلف می آید از نبوت و پیشگویی به برتري و دغدغه.

در 4000 سال شاعرانه کار, حماسه گیلگمش, رویاهای پیش بینی قهرمان پیروز نبرد با یک گاو نر به عنوان به خوبی به عنوان او را دوست مرگ غم انگیز. در اوایل Sophocles بازی Oedipus Rex یک نابینا پیامبر معماهای حقیقت از داستان آمده است. کتاب مقدس پر از نبوت هیچ یک به یاد ماندنی تر از عیسی پیشگویی در انجیل یوحنا که یکی از شاگردان خود را خواهد به او خیانت.

رانده شده توسط ما نیاز به یقین ما ارزش دانستن اینکه چه چیزی ممکن است پیش رو باشد. رو باز با تمام امکانات آن طول می کشد شجاعت و – از بودجه به نماز – ما به دنبال به دست آوردن یک حس کنترل بر آینده ما است. آن را تعجب آور است که ما لذت بردن از داستان که در آن سایهای سیگنال آنچه اتفاق خواهد افتاد از قصه که دزدکی حرکت کردن از آینده به زمان حال است.

باید hanky گرتا? پس Garbo در کامیل (1936) روی صفحه سرفه شده است فال بد. IMDB

توانایی برای دستکاری در جهت زمان و اساسی است به پیچیده روایت. صرفا توضیح آنچه اتفاق می افتد بعدی – راه زمان با این نسخهها کار در زندگی واقعی به اندازه کافی نیست که آن را به سرگرمی می آید. هیچ چیز خسته کننده تر از یک داستان است که درآمد حاصل در امتداد خطوط از “این اتفاق پس از این این” و غیره. رمان نویس E. M. Forster – نوشت که A Room with A View, Howard پایان و A Passage to India – معروف مقرر است که این نوع بدوی روایت باعث می شود شنوندگان به خواب رفتن یا برخاستن به کشتن قصه گو.

برای جلوگیری از چنین سرنوشت ماهر راویان استفاده از سایهای ایجاد تنش و ساخت پیش بینی و قلاب مخاطبان به اعتقاد به این که چیزی از علاقه به دنبال دارد. ما به طور غریزی می دانیم که همه چیز در یک داستان برنامه ریزی شده است و نویسنده تعیین سرنوشت هر یک از شخصیت تا ما به طور مستقیم به دنبال نشانه ها و ساختار است که ما را به سمت بسته شدن از جمله لحظات آنجا.

می توان آنها را لطیف و شاعرانه (طوفان یا shooting star) و روانی (شخصیت نگرانی در مورد چیزی که هنوز به توان نشان داد) یا بتن مانند ظاهر از یک سلاح مرگبار. اما وجه مشترک همه این اشکال از آنجا است که ما آنها را به عنوان آینده با اشاره به عقب. غم آمده باعث شده است که در حال حاضر طوفان; خبر بد اضطراب; بدن در پایان این فیلم نیاز به اسلحه در شروع است.

آلفرد هیچکاک می دانستم که تنها بیش از حد اهمیت بودن قادر به بازی با زمان است. تصور کنید که چهار نفر نشسته در یک جدول با داشتن یک گفتگو در مورد فوتبال برای پنج دقیقه که ناگهان یک بمب خاموش می رود. که پنج دقیقه از خستگی و به دنبال آن یک سورپرایز باشد. آنچه در آن برای مخاطب می گوید هیچکاک است که تنها “ده ثانیه شوک”. اما در همان صحنه و نمایش مخاطبان بمب در آغاز و گفتگو در مورد فوتبال می شود, ورزش در تعلیق و اضطراب.

اورسن ولز پخش کردن این ایده در باز کردن صحنه Touch of Evil (1958) نشان ما یک بمب در مجموعه ای به رفتن در سه دقیقه. از آن پس در بوت از یک ماشین که حرکت نامنظم از طریق مشغول جمعیت. ما نگه داشتن نفس ما تعجب که در آن ماشین خواهد شد هنگامی که زمان است.

باز کردن صحنه Touch of Evil (1958)

سرفه یک timebomb

صفحه نمایش سرفه نیز تیک تاک بمب ترک هر دو شخصیت و مخاطبان مطمئن نیستید که آن را خاموش خواهد شد. یکی از دراماتیک ترین صفحه نمایش سرفه رخ می دهد در سه تابلوهای تبلیغاتی خارج Ebbing میسوری (2017). آن را نشان داد در اوایل فیلم که رئیس پلیس اوهایو (وودی هارلسون) دارای ترمینال سرطان لوزالمعده, اما آن را یک شوک زمانی که او به شدت سرفه خون بیش از میلدرد هایس (فرانسیس McDormand).

در یک عجیب و تند و تلخ دنباله نویسنده/کارگردان مارتین مکدونا مردد برای Willoughby به زندگی خود را به جای اجازه بیماری آن دوره اجرا: او می داند آنچه در پیش روست که بسیار ناراحت کننده سرفه حادثه است.

قصه یک عمل تعادل ظریف برای حفظ هنگامی که آن را می آید به آنجا. بیش از حد مایل و یا شاعرانه و مخاطبان در تلاش برای دیدن ارتباط بین سیگنالینگ لحظه ای و حاکی از رویداد و یا شاید تنها به رسمیت می شناسد و آن را به صورت گذشته نگر. به این دلیل که صفحه نمایش سرفه مرتبط به یک فرد خاص (متحمل) و یک نتیجه خاص (مرگ) لازم است به صورت نامحسوس در هنگام استفاده از آن به عنوان یک روایت دستگاه.

شاید ما در حال حاضر فراتر از ظرافت. ترکیب فعلی ما بیش از حد هوشیاری از علائم تنفسی و افزایش آگاهی از عملکرد صفحه نمایش سرفه و خطرات آن را تبدیل شدن به یک محنت کلیشه یک استعاره نیاز به یک ابتکاری قبل. مثل بچه های خوب با پوشیدن کلاه سفید در وسترن و کارآگاهان سیگار کشیدن بیش از حد در فیلم نوآر, آن را فقط ممکن است زمان را به صفحه نمایش سرفه مکی.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de